Toggle stanza 1
زیر بال است پناهی که مراست
1

زیر بال است پناهی که مراست

شمع بالین بود آهی که مراست

2

کیست با من طرف جنگ شود؟

اشک و آه است سپاهی که مراست

3

آه سرد و نفس سوخته است

صبح عید و شب ماهی که مراست

4

در سفر بار رفیقان نشوم

دل بود توشه راهی که مراست

5

دست قدرت به قفا می پیچد

برق را مشت گیاهی که مراست

6

به دو صد دانه گوهر ندهم

در جگر رشته آهی که مراست

7

چون نباشد خجل از رحمت حق؟

بیگناهی است گناهی که مراست

8

آن حبابم که درین بحر گهر

سر پوچ است کلاهی که مراست

9

صیقل حسن بود دیده پاک

رخ مگردان ز نگاهی که مراست

10

بال پرواز هزاران چشم است

از قناعت پر کاهی که مراست

11

شاهد شور محبت صائب

روی زردست گواهی که مراست

Sources

Persian text source: Ganjoor