Toggle stanza 1
می کند در پرده دل سیر دایم آه من
1

می کند در پرده دل سیر دایم آه من

تا کسی واقف نگردد از غم جانکاه من

2

نیست چون گوهر مرا امروز داغ بی کسی

بود از گرد یتیمی خاک بازیگاه من

3

بسته ام یک روز با سیلاب احرام محیط

کی شود زخم زبان خلق خار راه من؟

4

با لب خاموش از زخم زبان ها فارغم

نیست دستی خار را بر دامن کوتاه من

5

دوست از بیداری من در کنار مادرست

زیر شمشیرست دشمن از دل آگاه من

6

بی نیاز از چوب منع و فارغم از دور باش

نیست از جوش معانی ره به خلوتگاه من

7

فکر دنیا ره ندارد در دل روشن مرا

این کلف را شسته است از چهره خود ماه من

8

صائب از اندیشه زنجیر مویان فارغم

نیست جز زلف پریشان سخن دلخواه من

Sources

Persian text source: Ganjoor