Toggle stanza 1
صید دل زین بیش با موی میان خود مکن
1

صید دل زین بیش با موی میان خود مکن

کینه جوی من ستم بر ناتوان خود مکن

2

هر سر موی ترا دستی است در تسخیر دل

باز این تکلیف با موی میان خود مکن

3

کار فرمودن مروت کی بود بیمار را؟

غارت دلها به چشم ناتوان خود مکن

4

هر چه می آید به دست باد دستان، می رود

اعتماد دل به زلف دلستان خود مکن

5

از خَدَنگِ انتقامِ آهِ مظلومان بِترس

ای ستمگر، تکیه بر زورِ کمانِ خود مَکُن

6

تخم راز از سنگ خارا می جهد همچون شرر

هیچ کس را محرم راز نهان خود مکن

7

عالمی در رهگذارت دل به کف استاده اند

از تغافل عالمی دل را زیان خود مکن

8

در چنین فصلی که هر خار از نزاکت چون گل است

خاطر(ی) مجروح از تیغ زبان خود مکن

9

گر هوای سیر عالم هست صائب در سرت

پا به دامن کش، سفر از آستان خود مکن

Sources

Persian text source: Ganjoor