غزل شمارهٔ 1164
Poet: Saib
Toggle stanza 1من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
رنگ آن سیب زنخدان اندکی گردیده است
شمع خامش، شیشه خالی، جام عشرت سرنگون
عرصه بزم تو، میدان شبیخون دیده است
چشمه سوزن محیط بحر نتواند شدن
در دل تنگم شکوه عشق چون گنجیده است؟
نیست شیرین استخوان ما چو گوهر بی سبب
قطره ما سالها تلخی ز دریا دیده است
حسن هر خاری درین گلزار بر جای خودست
چون ز مژگان مو به چشم افتد بلای دیده است
مگذر از چشم تر ما این چنین دامن کشان
شبنم ما پنجه خورشید را تابیده است
کلک صائب تا رقم پرداز شد، دست صبا
داستان زلف را بر یکدگر پیچیده است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تا خیال روی او را دیده در تب دیده است
مردم چشمم به خون در اشک ما غلتیده است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 207
تا حیرت خرام تو سامان دیده است
چندین قیامت از مژهام قد کشیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 598
تا ز آغوشوداعت داغ حیرتچیده است
همچوشمعکشتهدر چشممنگهخوابیدهاست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 599
جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
هیچ هم در عالم امید میارزیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 600
در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
خاک این صحرا لب خشکه را لیسیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 601
بازم به دل نوید صفایی رسیده است
از پیشگاه آینه صبحی دمیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 602
جنس ما با اینکسادی قیمتی فهمیده است
وین حباب پوچ خود را باگهر سنجیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 603
عالمی را بیزبانیهای من پوشیده است
شمع خاموش انجمنها در نفس دزدیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 604
مهربانی از میان خلق دامن چیده است
از تکلف، آشنایی برطرف گردیده است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1165
در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
بر سر گنج است پایی کز طلب خوابیده است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1166
Sources
Persian text source: Ganjoor

