غزل شمارهٔ 603
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1جنس ما با اینکسادی قیمتی فهمیده است
جنس ما با اینکسادی قیمتی فهمیده است
وین حباب پوچ خود را باگهر سنجیده است
هرکس از سیر بهار بیخودی آگاه نیست
دیده هرجامحو حیرت میشدگل چیده است
بوالهوس نبود حریف عرصهگاه جلوهاش
حسن او از چشم مشتاقان زره پوشیده است
نالهام، در وعدهگاه وصل، خارج نغمه نیست
میدهم آواز، تا بختمکجا خوابیده است
نقدگردون نیست غیر از اعتبارات خیال
چون حباب اینکاسهٔ وهم ازهوا بالیده است
درد دوری را علاجی جز امید وصل نیست
مرهمی دارد به خاطر زخماگر خندیده است
دود دل آخر به چندین شعله خواهد موج زد
شمع این بزمم هنوزم یک مژه جنبیده است
زین گذرگاه نزاکت بیتأمل نگذری
عالمی خوردهست برهم تا مژه لغزیده است
آرزو از فیض عام بیخودی نومید نیست
من اگرگردش نگشتم رنگمنگردیده است
نیست بیدل وحشتم جز پاس ناموس جنون
کسوت عریانتنیها دامن از من چیده است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تا خیال روی او را دیده در تب دیده است
مردم چشمم به خون در اشک ما غلتیده است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 207
من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
رنگ آن سیب زنخدان اندکی گردیده است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1164
مهربانی از میان خلق دامن چیده است
از تکلف، آشنایی برطرف گردیده است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1165
در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
بر سر گنج است پایی کز طلب خوابیده است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1166
تا حیرت خرام تو سامان دیده است
چندین قیامت از مژهام قد کشیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 598
تا ز آغوشوداعت داغ حیرتچیده است
همچوشمعکشتهدر چشممنگهخوابیدهاست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 599
جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
هیچ هم در عالم امید میارزیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 600
در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
خاک این صحرا لب خشکه را لیسیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 601
بازم به دل نوید صفایی رسیده است
از پیشگاه آینه صبحی دمیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 602
عالمی را بیزبانیهای من پوشیده است
شمع خاموش انجمنها در نفس دزدیده است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 604
Sources
Persian text source: Ganjoor

