رباعی شمارهٔ 133

Toggle stanza 1
کی دانستم که بیخطا برگردی؟
1
کی دانستم که بیخطا برگردی؟
برگشتی و خون مستمندان خوردی
2
بالله اگر آنکه خط کشتن دارد
آن جور پسندد که تو بی‌خط کردی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

ابوعلی دقاق - قدس سره - گوید در آخر عمر چندان درد بر وی پدید آمده بود که آخر هر روز به بام برآمدی و روی بر آفتاب کردی و گفتی: ای سرگردان مملکت، امروز چون بودی و چون گذرانیدی، هیچ جای بر اندوهگین این حدیث تافتی؟ هیچ جای از زیر و زبر شدگان این واقعه خبر یافتی؟ هم از این جنس می گفتی تا آفتاب فرو شدی.

ای مهر که نیست چون تو عالم گردی

JamiBaharistanروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 19

ای خواجه مرا به لطف خود پروری

زآوردن پشت و دنبه فربه کردی

JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 60

ای دل تو و درد او اگر خود مردی

جان بندهٔ تست اگر تو صاحب دردی

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1730

با بی‌خبران اگر نشستی بردی

با هشیاران اگر نشستی مردی

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1778

چونی ای آنکه از جمال فردی

صدبار ز چو نیم برون آوردی

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1841

غم را دیدم گرفته جام دردی

گفتم که غما خبر بود رخ زردی

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1908

مردی که فلک رخنه کند از دردی

مردی که خداش کاشکی ناوردی

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1953

امروز چو جمله عمر ضایع کردی

فردا چکنی به خاک و خون میگردی

AttarMukhtar-namehباب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدنشمارهٔ 25

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor