غزل شمارهٔ 557
Poet: Saadi
Toggle stanza 1هرگز این صورت کند صورتگری؟
11
هرگز این صورت کند صورتگری؟
یا چنین شاهد بود در کشوری؟
22
سرورفتاری، صنوبرقامتی
ماهرخساری، ملایکمنظری
33
میرود وز خویشتنبینی که هست
در نمیآید به چشمش دیگری
44
صد هزارش دست خاطر در رکاب
پادشاهی میرود با لشکری
55
عارضش باغی دهانش غنچهای
بل بهشتی در میانش کوثری
66
ماهرویا! مهربانی پیشه کن
خوبرویی را بباید زیوری
77
بیتو در هر گوشه پایی در گِل است
وز تو در هر خانه دستی بر سری
88
چون هُمایم سایهای بر سر فکن
تا در اقبالت شوم نیکاختری
99
در خداوندی چه نقصان آیدش
گر خداوندی بپرسد چاکری؟
1010
مصلحت بودی شکایت گفتنم
گر به غیر از خصم بودی داوری
1111
سعدیا داروی تلخ از دست دوست
به که شیرینی ز دست دیگری
1212
خاکی از مردم بماند در جهان
وز وجود عاشقان خاکستری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من ندیدم چون تو هرگز دلبری
سرکشی عاشق کش و غارتگری
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1948
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 116
خوش بود دلبستگی با دلبری
ماهروئی، مهربانی، مهتری
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 44
جور بر من میپسندد دلبری
زور با من میکند زورآوری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 546
سرو بستانی تو یا مه یا پری
یا ملک یا دفتر صورتگری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 553

