غزل شمارهٔ 414
Poet: Saadi
Toggle stanza 1اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نگارا، عزم آن دارم که جان در پایت افشانم
به بوسه از لب شیرین تو انصاف بستانم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1257
به سودای بهار جلوهات عمریستگریانم
پر طاووس دامانیکه نم چیند ز مژگانم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2261
به نقش سخت روییهای مردم بسکه حیرانم
رگ سنگست همچون جوهر آیینه مژگانم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2262
ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم
ادب پروردهٔ عشقم نگه را ناله میدانم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2263
درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
مرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1414
چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
چو چرخ صاف پرنورم به گرد ماه گردانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1437
دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
گهی رنجی نهد بر دل گهی بی جان کند جانم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 262
نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
به چوب گل ادب کردی معلم در دبستانم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5571

