غزل شمارهٔ 91

Poet: Saadi

Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

Rhyme: وست

Poems with the same metre and rhyme: 3

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
سفر دراز نباشد به پای طالب دوست
1
سفر دراز نباشد به پای طالب دوست
که زندهٔ ابدست آدمی که کشتهٔ اوست
2
شراب‌خوردهٔ معنی چو در سماع آید
چه جای جامه که بر خویشتن بدرّد پوست
3
هر آن که با رخ منظور ما نظر دارد
به ترک خویش بگوید که خصم عربده‌جوست
4
حقیر تا نشماری تو آب چشم فقیر
که قطره قطرهٔ باران چو با هم آمد جوست
5
نمی‌رود که کمندش همی‌بَرَد مشتاق
چه جای پند نصیحت‌کنانِ بیهده‌گوست
6
چو در میانهٔ خاک اوفتاده‌ای بینی
از آن بپرس که چوگان از او مپرس که گوست
7
چرا و چون نرسد بندگان مخلص را
رواست گر همه بد می‌کنی بکن که نکوست
8
کدام سرو سهی راست با وجود تو قدر
کدام غالیه را پیش خاک پای تو بوست
9
بسی بگفت خداوند عقل و نشنیدم
که دل به غمزهٔ خوبان مده که سنگ و سبوست
10
هزار دشمن اگر بر سرند سعدی را
به دوستی که نگوید به جز حکایت دوست
11
به آب دیدهٔ خونین نبشته قصهٔ عشق
نظر به صفحهٔ اوّل مکن که توبر‌توست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor