بخش 8 - حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر

Toggle stanza 1
بلند اختری نام او بختیار
1
بلند اختری نام او بختیار
قوی دستگه بود و سرمایه‌دار
2
به کوی گدایان درش خانه بود
زرش همچو گندم به پیمانه بود
3
چو درویش بیند توانگر به ناز
دلش بیش سوزد به داغ نیاز
4
زنی جنگ پیوست با شوی خویش
شبانگه چو رفتش تهیدست، پیش
5
که کس چون تو بدبخت، درویش نیست
چو زنبور سرخت جز این نیش نیست
6
بیاموز مردی ز همسایگان
که آخر نیم قحبهٔ رایگان
7
کسان را زر و سیم و ملک است و رخت
چرا همچو ایشان نه‌ای نیکبخت؟
8
بر آورد صافی‌دل صوف‌پوش
چو طبل از تهیگاه خالی خروش
9
که من دست قدرت ندارم به هیچ
به سرپنجه دست قضا بر مپیچ
10
نکردند در دست من اختیار
که من خویشتن را کنم بختیار

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

بخش 8 - حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر — Bustan · ZindeRood