بخش 11 - حکایت
Toggle stanza 1چه خوش گفت شاگرد منسوج باف
11
چه خوش گفت شاگرد منسوج باف
چو عنقا بر آورد و پیل و زراف
22
مرا صورتی بر نیاید ز دست
که نقشش معلم ز بالا نبست
33
گرت صورت حال بد یا نکوست
نگارندهٔ دست تقدیر، اوست
44
در این، نوعی از شرک پوشیده هست
که زیدم بیازرد و عمروم بخست
55
گرت دیده بخشد خداوند امر
نبینی دگر صورت زید و عمرو
66
نپندارم ار بنده دم در کشد
خدایش به روزی قلم در کشد
77
جهانآفرینت گشایش دهاد
که گر وی ببندد، که داند گشاد؟
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

