Toggle stanza 1
ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد
1
ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد
بی سر شو و بی‌سامان یعنی بنمی ارزد
2
چون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدی
برخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد
3
در عشق چنان چوگان می‌باش به سر گردان
چون گوی در این میدان یعنی بنمی ارزد
4
بی پا شد و بی‌سر شد تا مرد قلندر شد
شاباش زهی ارزان یعنی بنمی ارزد
5
چون آتش نو کردی عقلم به گرو کردی
خاک توم ای سلطان یعنی بنمی ارزد
6
بر عشق گذشتم من قربان تو گشتم من
آن عید بدین قربان یعنی بنمی ارزد
7
چون مردم دیوانه ویران کنم این خانه
آن وصل بدین هجران یعنی بنمی ارزد
8
تا دل به قمر دادم از گردش او شادم
چون چرخ شدم گردان یعنی بنمی ارزد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor