غزل شمارهٔ 2780
Poet: Rumi
Toggle stanza 1در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
11
در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
باده تنها نیست این آمیختی آمیختی
22
بار دیگر توبهها را سوختی درسوختی
بار دیگر فتنه را انگیختی انگیختی
33
چون بدیدم در سرم سودای تو سودای تو
آمدی در گردنم آویختی آویختی
44
طرههای مشک را دربافتی دربافتی
تارهای صبر را بگسیختی بگسیختی
55
تو اگر منکر شدی گویم نشان گویم نشان
مشک بر شعر سیه میبیختی میبیختی
66
ای قدح رخسار من افروختی افروختی
وی غم آخر از دلم بگریختی بگریختی

