غزل شمارهٔ 665
Toggle stanza 1خنک جانی که او یاری پسندد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو مرغ امر ذی بالی ز آغاز
نه از نیروی حمد آید به پرواز
JamiBaharistanدیباچه
کتاب از دست دادن سُستراییست
که اغلب خوی مردم بیوفاییست
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 38
هارونالرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد گفت: به خلافِ آن طاغی که به غرورِ مُلکِ مصر دعویِ خدایی کرد، نبخشم این مملکت را مگر به خسیسترینِ بندگان.
سیاهی داشت نام او خَصِیب در غایتِ جهل. مُلکِ مصر به وی ارزانی داشت و گویند: عقل و درایتِ او تا به جایی بود که طایفهای حُرّاثِ مصر شکایت آوردندش که پنبه کاشته بودیم بارانِ بیوقت آمد و تلف شد. گفت: پشم بایستی کاشتن!
SaadiGolestanباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 39
توانگری بخیل را پسری رنجور بود. نیکخواهان گفتندش: مصلحت آن است که ختم قرآنی کنی از بهر وی یا بذل قربانی. لختی به اندیشه فرو رفت و گفت: مصحف مهجور اولیتر است که گله دور.
صاحبدلی بشنید و گفت: ختمش به علت آن اختیار آمد که قرآن بر سر زبان است و زر در میان جان.
SaadiGolestanباب ششم در ضعف و پیریحکایت شمارهٔ 7
کارها به صبر بر آید و مُستَعجِل به سر در آید.
به چشمِ خویش دیدم در بیابان
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 34

