غزل شمارهٔ 2592
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ای صورت روحانی امروز چه آوردی
11
ای صورت روحانی امروز چه آوردی
آورد نمیدانم دانم که مرا بردی
22
ای گلشن نیکویی امروز چه خوش بویی
بر شاخ کی خندیدی در باغ کی پروردی
33
امروز عجب چیزی میافتی و میخیزی
در باغ کی خندیدی وز دست کی میخوردی
44
آن طبع زرافشانی و آن همت سلطانی
پیران و جوانان را آموخت جوامردی
55
بگذر ز جوامردی کان هم ز دوی خیزد
در وحدت همدردی درکش قدح دردی
66
هم همره و همدردی هم جمعی و هم فردی
هم عاشق و معشوقی هم سرخی و هم زردی
77
با این همه در مجلس بنشین و میا با من
ترسم که میان ره بگریزی و برگردی
88
ور ز آنک همیآیی با خویش مبر دل را
کز دل دودلی خیزد گه گرمی و گه سردی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
کاهل فرسی باشد کز وی نجهد گردی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1926
آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی
گر پیر خرف باشی تو خوب و جوان گردی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2566
نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی
تا صورت خاکی را در چرخ درآوردی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2589

