غزل شمارهٔ 3125
Poet: Rumi
Toggle stanza 1بتا گر مرا تو ببینی ندانی
بتا گر مرا تو ببینی ندانی
به جان لاله زارم به رخ زعفرانی
بدادم به تو دل مرا تو به از دل
سپارم به تو جان که جان را تو جانی
هزاران نشان بد ز آه و ز اشکم
کنون رفت کارم گذشت از نشانی
تو شاه عظیمی که در دل مقیمی
تو آب حیاتی که در تن روانی
تو هم غیب بینی تو هم نازنینی
نگفتند هرگز تو را لن ترانی
چو سرجوش کردی چه روپوش کردی
تو روپوش میکن که پنهان نمانی
زهی تلخ مرگی چو بیتو زید جان
چو پیش تو میرم زهی زندگانی
از این جان ظاهر به جان آمدم من
کز این جان ظاهر شود جان نهانی
میان دو جان مانده بودیم حیران
که میگفت اینی که میگفت آنی
یکی جان جنت یکی جان دوزخ
یکی جان ظلمت یکی جان عیانی
چه جنت چه دوزخ توی شاه برزخ
بخوانی بخوانی برانی برانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کسی را چو من دوستگان می چه باید؟
که دل شاد دارد بهر دوستگانی
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 124
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس، لذت نخوانی
SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 62
اگر بد گمان گشتی ای دوست بر من
نیازارم از تو بدین بدگمانی
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 200
بمیر ای حکیم از چنین زندگانی
ازین زندگانی چو مردی بمانی
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 191
ورق تا نگردانده باد خزانی
غنیمت شمر نوبهار جوانی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6982
دلا گر مرا تو ببینی ندانی
به جان آتشینم به رخ زعفرانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3116
نشانت کی جوید که تو بینشانی
مکانت کی یابد که تو بیمکانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3119
گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
یکی لعل دیدم شدم زر کانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3126
Sources
Persian text source: Ganjoor

