غزل شمارهٔ 21

Poet: Rumi

Metre: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

Rhyme: ا

Poems with the same metre and rhyme: 24

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
1
جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا
2
یا این دل خون‌خواره را لطف و مراعاتی بکن
یا قوّت صبرش بده در یفعل الله ما یشا
3
این دو ره آمد در روش یا صبر یا شُکر نِعَم
بی شمع روی تو نتان دیدن مر این دو راه را
4
هر گه بگردانی تو رو‌، آبی ندارد هیچ جو
کی ذره‌ها پیدا شود بی‌شعشعه شمس الضحی
5
بی باده تو کی فتد در مغز نغز‌ان مستی‌یی
بی عصمت تو کی رود شیطان به ‌«لا حول و لا‌»
6
نی قرص سازد قرصی‌یی مطبوخ هم مطبوخی‌یی
تا درنیندازی کفی ز اهلیلهٔ خود در دوا
7
امرت نغرد کی رود خورشید در برج اسد
بی تو کجا جنبد رگی در دست و پای پارسا
8
در مرگ هشیاری نهی در خواب بیداری نهی
در سنگ سقایی نهی در برقِ میرنده وفا
9
سیل سیاه شب برد هر جا که عقل است و خرد
زان سیل‌شان کی واخرد جز مشتری هل اتی
10
ای جان جان جزو و کل وی حله‌بخش‌ِ باغ و گل
وی کوفته هر سو دهل کای جان حیران الصلا
11
هر کس فریباند مرا تا عشر بستاند مرا
آن که‌م دهد فهم ِ بیا گوید که پیش من بیا
12
زان سو که فهمت می‌رسد باید که فهم آن سو رود
آن که‌ت دهد طال بقا او را سزد طال بقا
13
هم او که دلتنگ‌ت کند سرسبز و گلرنگ‌ت کند
هم اوت آرد در دعا هم او دهد مزد دعا
14
هم ری و بی و نون را کرده‌ست مقرون با الف
در باد دم اندر دهن تا خوش بگویی ربنا
15
لبیک لبیک ای کرم سودای توست اندر سرم
ز آب تو چرخی می‌زنم مانند چرخ آسیا
16
هرگز نداند آسیا مقصود گردش‌های خود
که‌استون قوت ماست او یا کسب و کار نانبا
17
آبی‌ش گردان می‌کند او نیز چرخی می‌زند
حق آب را بسته کند او هم نمی‌جنبد ز جا
18
خامش که این گفتار ما می‌پرد از اسرار ما
تا گوید او که گفت او هرگز بننماید قفا

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها

اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا

مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 10

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

هین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 11

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغ‌ها

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 12

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 13

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 14

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 17

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 18

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 19

چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 20

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor