غزل شمارهٔ 1348
Toggle stanza 1امروز روز شادی و امسال سال گل
11
امروز روز شادی و امسال سال گل
نیکوست حال ما که نکو باد حال گل
22
گل را مدد رسید ز گلزار روی دوست
تا چشم ما نبیند دیگر زوال گل
33
مستست چشم نرگس و خندان دهان باغ
از کر و فر و رونق و لطف و کمال گل
44
سوسن زبان گشاده و گفته به گوش سرو
اسرار عشق بلبل و حسن خصال گل
55
جامه دران رسید گل از بهر داد ما
زان میدریم جامه به بوی وصال گل
66
گل آن جهانیست نگنجد در این جهان
در عالم خیال چه گنجد خیال گل
77
گل کیست قاصدیست ز بستان عقل و جان
گل چیست رقعه ایست ز جاه و جمال گل
88
گیریم دامن گل و همراه گل شویم
رقصان همیرویم به اصل و نهال گل
99
اصل و نهال گل عرق لطف مصطفاست
زان صدر بدر گردد آن جا هلال گل
1010
زنده کنند و باز پر و بال نو دهند
هر چند برکنید شما پر و بال گل
1111
مانند چار مرغ خلیل از پی فنا
در دعوت بهار ببین امتثال گل
1212
خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار
میخند زیر لب تو به زیر ظلال گل
Zameen

