غزل شمارهٔ 1183
Toggle stanza 1اگر یئی دیر قارینداش یوخسا یاوز
11
اگر یئی دیر قارینداش یوخسا یاوز
اوزون یولدا سنه بو در قلاوز
22
چوبانی برک دوت قوردلار اوکوشدور
اشیت بندن قراگوزیم قراگوز
33
اگر ططسن اگر رومین وگر ترک
زبان بیزبانان را بیاموز
44
سر چوب تری آن گاه گرید
که یابد آن سوی دیگر تف و سوز
55
چو اسماعیل قربان شو در این عشق
که شب قربان شود پیوسته در روز
66
خمش آن شیر شیران نور معنیست
پنیری شد به حرف از حاجت یوز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 313
مبارکتر شب و خرمترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 314
دو عاشق را به هم بهتر بود روز
دو هیزم را به هم خوشتر بود سوز
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 42
چنان مستم چنان مستم من امروز
که پیروزه نمیدانم ز پیروز
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1186
الا ای شمع گریان گرم میسوز
خلاص شمع نزدیکست شد روز
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1188

