غزل شمارهٔ 1238
Poet: Rumi
Toggle stanza 1امروز خوش است دل که تو دوش
11
امروز خوش است دل که تو دوش
خون دل ما بخوردهای نوش
22
ای دوش نموده روی چون ماه
و امروز هزار شکل و روپوش
33
دل سجده کنان به پیش آن چشم
جان حلقه شده به پیش آن گوش
44
هر لحظه اشارتی که هش دار
هش میخواهی ز مرد بیهوش
55
سرنای توام مرا تو گویی
من در تو فرودمم تو مخروش
66
از بیم تو گشته شیر گربه
در خاک خزیده صبر چون موش
77
هر ذره کنار اگر گشاید
خورشید نگنجد اندر آغوش
88
خورشید چو شد تو را خریدار
ای ذره به نقد نسیه بفروش
99
باقی غزل مگو که حیفست
ما در گفتار و دوست خاموش
1010
لیکن چه کنم که رسم کهنهست
دریا خاموش و موج در جوش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دزدانه در آمد از درم دوش
افگنده کمند زلف بر دوش
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1148
دی مرغک خامه بهر نامت
بر صفحه نامه شد رقم کوش
JamiDivan-e Ashʿarاشعار پراکندهشمارهٔ 7
رفتی و نمیشوی فراموش
میآیی و میروم من از هوش
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 336
در عشق تو ای نگار خاموش
بفزود مرا غمان و شد هوش
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 202
ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
ای جعد تو حلقه گشته بر دوش
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 208
کردم گذری به میکده دوش
سبحه به کف و سجاده بر دوش
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 143
ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
صد حلقهٔ زلف در بناگوش
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 437
ما نعره به شب زنیم و خاموش
تا درنرود درون هر گوش
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1241

