غزل شمارهٔ 1761
Toggle stanza 1ما همه از الست همدستیم
11
ما همه از الست همدستیم
عاقبت شکر بازپیوستیم
22
ما همه همدلیم و همراهیم
جمله از یک شراب سرمستیم
33
ما ز کونین عشق بگزیدیم
جز که آن عشق هیچ نپرستیم
44
چند تلخی کشید جان ز فراق
عاقبت از فراق وارستیم
55
آفتابی درآمد از روزن
کرد ما را بلند اگر پستیم
66
آفتابا مکش ز ما دامن
نی که بر دامن تو بنشستیم
77
از شعاع تو است اگر لعلیم
از تو هستیم ما اگر هستیم
88
پیش تو ذره وار رقصانیم
از هوای تو بند بشکستیم
Zameen

