غزل شمارهٔ 801
Toggle stanza 1عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
11
عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
دولتی هست حریفان سر دولت خارید
22
چو شکر یک دل و آغشته این شیر شوید
که ظریفید و لطیفید و نکومقدارید
33
دانه چیدن چه مروت بود آخر مکنید
که امیران دو صد خرمن و صد انبارید
44
با چنین لاله رخان روح چرا نفزایید
در چنین معصرهای غوره چرا افشارید
55
دست در دامن همچون گل و ریحانش زنید
نه که پرورده و بسرشته آن گلزارید
66
رنگ دیدیت بسی جان و حیاتیش نبود
مه خوبان مرا از چه چنین پندارید
77
چون ره خانه ندانید که زاده وصلید
چون سره و قلب ندانید کز این بازارید
88
فخر مصرید چو یوسف هله تعبیر کنید
چو لب نوش وفا جمله شکر میکارید
99
ملکانید و ملک زاده ز آغاز و سرشت
گرچه امروز گدایانه چنین میزارید
1010
ساقیان باده به کف گوش شما میپیچند
گرد خمخانه برآیید اگر خمارید
1111
همه صیاد هنر گشته پی بیعیبی
همه عیبید چو در مجلس جان هشیارید
1212
شمس تبریز درآمد به عیان عذر نماند
دیده روح طلب را به رخش بسپارید
Zameen

