Toggle stanza 1
تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست
1
تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست
بر سر گنج گدا بین که چه پرتاب شدست
2
ای بسا خشک لبا کز گره سحر کسی
در ارس بی‌خبر از آب چو دولاب شدست
3
چشم بند ار نبدی که گرو شمع شدی
کآفتاب سحری ناسخ مهتاب شدست
4
ترسد ار شمع نباشد بنبیند مه را
دل آن گول از این ترس چو سیماب شدست
5
چون سلیمان نهان است که دیوانش دل است
جان محجوب از او مفخر حجاب شدست
6
ای بسا سنگ دلا که حجرش لعل شدست
ای بسا غوره در این معصره دوشاب شدست
7
این چه مشاطه و گلگونه غیب است کز او
زعفرانی رخ عشاق چو عناب شدست
8
چند عثمان پر از شرم که از مستی او
چون عمر شرم شکن گشته و خطاب شدست
9
طرفه قفال کز انفاس کند قفل و کلید
من دکان بستم کو فاتح ابواب شدست

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor