غزل شمارهٔ 877
Toggle stanza 1امسال بلبلان چه خبرها همیدهند
11
امسال بلبلان چه خبرها همیدهند
یا رب به طوطیان چه شکرها همیدهند
22
در باغها درآی تو امسال و درنگر
کان شاخههای خشک چه برها همیدهند
33
مقراض در میان نه و خلعت همیبرند
وان را که تاج رفت کمرها همیدهند
44
بی منت کسی همه بر نقره میزنند
بی زحمت مصادره زرها همیدهند
55
هر دل که تشنهست به دریا همیبرند
وان را که گوهرست گهرها همیدهند
66
این تحفه دیدهاند که عشاق روزگار
تا برشمار موی تو سرها همیدهند
77
این نور دیدهاند که دیوانگان راه
سودا همیخرند و هنرها همیدهند
Zameen

