غزل شمارهٔ 1681
Poet: Rumi
Toggle stanza 1من از این خانه به در می نروم
11
من از این خانه به در می نروم
من از این شهر سفر می نروم
22
منم و این صنم و باقی عمر
من از او جای دگر می نروم
33
به خدا طوطی و طوطی بچهام
جز سوی تنگ شکر می نروم
44
یک زمانی که ز من دور شود
جز که در خون جگر می نروم
55
گر جهان بحر شود موج زند
من به جز سوی گهر می نروم
66
بلبل مستم و در باغ طرب
جز به سوی گل تر می نروم
77
در سرم بوی میی افتادهست
تا چو می جز که به سر می نروم
88
این چنین باغ و چنین سرو و چمن
جای آن هست اگر می نروم
Zameen

