غزل شمارهٔ 1682
Toggle stanza 1من اگر پرغم اگر خندانم
11
من اگر پرغم اگر خندانم
عاشق دولت آن سلطانم
22
هوس عشق ملک تاج من است
اگرم تاج دهی نستانم
33
رنگ شاخ گل او برگ من است
زانک من بلبل آن بستانم
44
جز که بر خاک درش ننشینم
جز که در جان و دلش ننشانم
55
روز و شب غرقه شیر و شکرم
در گل و یاسمن و ریحانم
66
گر خراب است جهان گر معمور
من خراب ویم این می دانم
77
نظری هست ملک را بر من
گرچه با خاک زمین یک سانم
88
زر با خاک درآمیختهام
باش در کوره روم در کانم
Zameen

