غزل شمارهٔ 251
Toggle stanza 1پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
11
پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
از من و ما بگذر و زوتر بیا
22
پیشتر آ درگذر از ما و من
پیشتر آ تا نه تو باشی نه ما
33
کبر و تکبر بگذار و بگیر
در عوض کبر چنین کبریا
44
گفت الست و تو بگفتی بلی
شکر بلی چیست کشیدن بلا
55
سر بلی چیست که یعنی منم
حلقه زن درگه فقر و فنا
66
هم برو از جا و هم از جا مرو
جا ز کجا حضرت بیجا کجا
77
پاک شو از خویش و همه خاک شو
تا که ز خاک تو بروید گیا
88
ور چو گیا خشک شوی خوش بسوز
تا که ز سوز تو فروزد ضیا
99
ور شوی از سوز چو خاکستری
باشد خاکستر تو کیمیا
1010
بنگر در غیب چه سان کیمیاست
کو ز کف خاک بسازد تو را
1111
از کف دریا بنگارد زمین
دود سیه را بنگارد سما
1212
لقمه نان را مدد جان کند
باد نفس را دهد این علمها
1313
پیش چنین کار و کیا جان بده
فقر به جان داند جود و سخا
1414
جان پر از علت او را دهی
جان بستانی خوش و بیمنتها
1515
بس کنم این گفتن و خامش کنم
در خمشی به سخن جان فزا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای نفسِ خرّمِ بادِ صبا
از برِ یار آمدهای، مرحبا!
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2
هین که منم بر در در برگشا
بستن در نیست نشان رضا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 250
نذر کند یار که امشب تو را
خواب نباشد ز طمع برتر آ
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 252
خیز صبوحی کن و درده صلا
خیز که صبح آمد و وقت دعا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 255
گر بنخسبی شبی ای مه لقا
رو به تو بنماید گنج بقا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 258
چرخ فلک با همه کار و کیا
گرد خدا گردد چون آسیا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 260

