غزل شمارهٔ 978
Toggle stanza 1زندگانی صدر عالی باد
11
زندگانی صدر عالی باد
ایزدش پاسبان و کالی باد
22
هر چه نسیهست مقبلان را عیش
پیش او نقد وقت و حالی باد
33
مجلس گرم پرحلاوت او
از حریف فسرده خالی باد
44
جانها واگشاده پر در غیب
بسته پیشش چو نقش قالی باد
55
بر یمین و یسار او دولت
هم جنوبی و هم شمالی باد
66
دو ولایت که جسم و جان خوانند
بر سر هر دو شاه و والی باد
77
بخت نقدست شمس تبریزی
او بسم غیر او ملی باد

