غزل شمارهٔ 1738
Toggle stanza 1به گوشهای بروم گوش آن قدح گیرم
11
به گوشهای بروم گوش آن قدح گیرم
که عاشق قدح و درد و خصم تدبیرم
22
خوش است گوشه و یا گوشه گشتهای چون من
به هر چه باشد از این دو چو شهد و چون شیرم
33
چو آب و روغن با هر کی مرغ آبی نیست
که زهره طالعم و شکر سکرتأثیرم
44
ز حلق من آن خواهم که شکر سکر کند
دگر همه به تو بخشیدم ای بک و میرم
55
روم سری بنهم کان سری است باده جان
که خفته به سر پراحتیال و تزویرم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه حاجتست به بند گران تدبیرم
چو اشک لغزش پایی بس است زنجیرم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2177
ز بس ضعیف مزاج جهان تدبیرم
چو صبح تا نفس از دل به لب رسد پیرم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2179
به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
ز بار دل چو کمان، خانه می کند تیرم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5727

