غزل شمارهٔ 79
Toggle stanza 1ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
11
ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
ای خواجه نمیبینی این خوش قد و قامت را
22
دیوار و در خانه شوریده و دیوانه
من بر سر دیوارم از بهر علامت را
33
ماهیست که در گردش لاغر نشود هرگز
خورشید جمال او بدریده ظلامت را
44
ای خواجه خوش دامن دیوانه توی یا من
درکش قدحی با من بگذار ملامت را
55
پیش از تو بسی شیدا میجست کرامتها
چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت را

