Toggle stanza 1
چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام
1
چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام
جان داده‌ام ولیک جهانی خریده‌ام
2
رویم چو زرگر است از او این سخن شنو
دادم قراضه زر و کانی خریده‌ام
3
از چشم ترک دوست چه تیری که خورده‌ام
وز طاق ابروش چه کمانی خریده‌ام
4
با خلق بسته بسته بگویم من این حدیث
با کس نگویم این ز فلانی خریده‌ام
5
هر چند بی‌زبان شده بودم چو ماهیی
دیدم شکرلبی و زبانی خریده‌ام
6
ناگاه چون درخت برستم میان باغ
زان باغ بی‌نشانه نشانی خریده‌ام
7
گفتم میان باغ خود آن را میانه نیست
لیک از میان نیست میانی خریده‌ام
8
کردم قران به مفخر تبریز شمس دین
بیرون ز هر دو قرن قرانی خریده‌ام

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor