غزل شمارهٔ 749

Toggle stanza 1
مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
1
مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
ای مسلمانان ز دست مست دلبر داد داد
2
دی دل من می‌جهید و هر دو چشمم می‌پرید
گفتم این دل تا چه بیند وین دو چشمم بامداد
3
بامدادان اندر این اندیشه بودم ناگهان
عشق تو در صورت مه پیشم آمد شاد شاد
4
من که باشم باد و خاک و آب و آتش مست اوست
آتش او تا چه آرد بر من و بر خاک و باد
5
عشق از او آبستن‌ست و این چهار از عشق او
این جهان زین چار زاد و این چهار از عشق زاد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد

خاک بر سر می کنم از دست ایشان داد داد

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 655

در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد

می رود عمر عزیزم چون سر زلفت به یاد

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 656

غمزه هایی کرد چشمش با دل این نامراد

باز از دال دو زلفم آن الف قد داد یاد

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 657

نام خود را عاشق صادق کنم سویت سواد

تا چو خوانی نامه رویت بنگرم از چشم صاد

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 145

دل مبند ای مرد بخرد بر سخای عمر و زید

کس نمی‌داند که کارش از کجا خواهد گشاد

HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 59

دل منه ای جان من بر خواجه و شاه و وزیر

کس نمی‌داند که کارش از کجا خواهد گشاد

HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 84

طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد

ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1009

من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد

بیننا و بینه قبل التجلی الف واد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1010

مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد

خاصه این رهزن که ما را این چنین بر باد داد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 734

دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد

پرده شب می‌درید او از جنون تا بامداد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 735

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 749 — Divan-e Shams · ZindeRood