غزل شمارهٔ 2220
Toggle stanza 1هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو
11
هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو
هله ای ماه که نغزت رخ و رخسار مرو
22
در همه روی زمین چشم و دل باز که راست
مکن آزار مکن جانب اغیار مرو
33
مبر از یار مبر خانه اسرار مسوز
گل و گلزار مکن جانب هر خار مرو
44
مکن ای یار ستیزه دغل و جنگ مجوی
هله آن بار برفتی مکن این بار مرو
55
بنده و چاکر و پرورده و مولای توایم
ای دل و دین و حیات خوش ناچار مرو
66
هله سرنای توام مست نواهای توام
مشکن چنگ طرب را مسکل تار مرو
77
هله مخمور چه نالی بر مخمور دگر
پهلوی خم بنشین از بر خمار مرو
88
هله جان بخش بیا ای صدقات تو حیات
به از این خیر نباشد به جز این کار مرو
99
خاتم حسن و جمالی هله ای یوسف دهر
سوی مکاری اخوان ستمکار مرو
1010
هله دیدار مهل برمگزین فکر و خیال
از عیان سر مکشان در پی آثار مرو
1111
هله موسی زمان گرد برآر از دریا
دل فرعون مجو جانب انکار مرو
1212
هله عیسی قران صحت رنجور گران
از برای دو سه ترسا سوی زنار مرو
1313
هله ای شاهد جان خواجه جانهای شهان
شیوه کن لب بگز و غبغبه افشار مرو
1414
هله صدیق زمانی به تو ختم است وفا
جز سوی احمد بگزیده مختار مرو
1515
جبرئیل کرمی سدره مقام و وطنت
همچو مرغان زمین بر سر شخسار مرو
1616
تو یقین دار که بیتو نفسی جان نزید
در احسان بگشا و پس دیوار مرو
1717
همه رندان و حریفان و بتان جمع شدند
وقت کار است بیا کار کن از کار مرو
1818
هله باقی غزل را ز شهنشاه بجوی
همگی گوش شو اکنون سوی گفتار مرو

