غزل شمارهٔ 2227
Toggle stanza 1مطربا اسرار ما را بازگو
11
مطربا اسرار ما را بازگو
قصههای جان فزا را بازگو
22
ما دهان بربستهایم امروز از او
تو حدیث دلگشا را بازگو
33
من گران گوشم بنه رخ بر رخم
وعده آن خوش لقا را بازگو
44
ماجرایی رفت جان را در الست
بازگو آن ماجرا را بازگو
55
مخزن انا فتحنا برگشا
سر جان مصطفی را بازگو
66
مستجاب آمد دعای عاشقان
ای دعاگو آن دعا را بازگو
77
چون صلاح الدین صلاح جان ماست
آن صلاح جانها را بازگو

