غزل شمارهٔ 296
Poet: Rumi
Toggle stanza 1مخسب ای یار مهمان دار امشب
11
مخسب ای یار مهمان دار امشب
که تو روحی و ما بیمار امشب
22
برون کن خواب را از چشم اسرار
که تا پیدا شود اسرار امشب
33
اگر تو مشترییی گرد مه گرد
بگرد گنبد دوار امشب
44
شکار نسر طایر را به گردون
چو جان جعفر طیار امشب
55
تو را حق داد صیقل تا زدایی
ز هجران ازرق زنگار امشب
66
بحمدالله که خلقان جمله خفتند
و من بر خالقم بر کار امشب
77
زهی کر و فر و اقبال بیدار
که حق بیدار و ما بیدار امشب
88
اگر چشمم بخسبد تا سحرگه
ز چشم خود شوم بیزار امشب
99
اگر بازار خالی شد تو بنگر
به راه کهکشان بازار امشب
1010
شب ما روز آن استارگانست
که درتابید در دیدار امشب
1111
اسد بر ثور برتازد به جمله
عطارد برنهد دستار امشب
1212
زحل پنهان بکارد تخم فتنه
بریزد مشتری دینار امشب
1313
خمش کردم زبان بستم ولیکن
منم گویای بیگفتار امشب

