غزل شمارهٔ 19
Toggle stanza 1امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
Today I beheld the beloved, that ornament of every affair; he went off departing to heaven like the spirit of Mus.t.af¯a.
The sun is put to shame by his countenance, heaven’s sphere is as confused as the heart; through his glow, water and clay are more resplendent than fire.
I said, “Show me the ladder, that I may mount up to heaven.” He said, “Your head is the ladder; bring your head down under your feet.”
When you place your feet on your head, you will place your feet on the head of the stars; when you cleave through the air, set your foot on the air, so, and come!
A hundred ways to heaven’s air become manifest to you; you go flying up to heaven every dawning like a prayer.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بیمُنتها
اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشهها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1
مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
مهمان صاحبدولتم که دولتش پاینده با
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 10
ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
هین زُهره را کالیوه کن زان نغمههای جانفزا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 11
ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 12
ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما
کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 13
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 14
آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 17
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 18
چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
میدان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 20
جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
از زعفران روی من رو میبگردانی چرا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 21

