غزل شمارهٔ 2354
Toggle stanza 1ای بی تو حیاتها فسرده
11
ای بی تو حیاتها فسرده
وی بیتو سماع مرده مرده
22
ما بر در عشق حلقه کوبان
تو قفل زده کلید برده
33
هر آتش زنده از دم توست
رحم آر بر این دم شمرده
44
خامیم بیا بسوز ما را
در آتش عشق همچو خرده
55
چون موسی شیر کس نگیریم
با شیر توایم خوی کرده
66
در پرده مباش ای چو دیده
خوش نیست به پیش دیده پرده
77
کم گوی ز عشق و عشق میخور
گفتن نبود چنانک خورده
Zameen

