غزل شمارهٔ 3028
Toggle stanza 1ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
11
ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
من چو کمین فلاحم تو دهیم سالاری
22
چند مرا بفریبی هر چه کنی میزیبی
چند به دل آموزی مغلطه و طراری
33
آن که از آن طراری باز بر او برشکنی
افتد و سودش نکند در دغلی هشیاری
44
ساده دلی ساز مرا سوی عدم تاز مرا
تا رهم از لطف فنا زین قرح و زین زاری
55
هر کی بگرید به یقین دیده بود گنج دفین
هر کی بخندد بود او در حجب ستاری
66
من که ز دور آمدهام با شر و شور آمدهام
بازبنگشادهام این دان خبر سرباری
77
بار که بگشاده شود از پی سرمایه بود
مایه نداری تو ولی خایه خود میخاری
88
بس کن و بسیار مگو روی بدو آر بدو
مشتری گفت تو او سیر نه از بسیاری
Sources
Persian text source: Ganjoor

