غزل شمارهٔ 1213
Toggle stanza 1ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس
11
ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس
زانک نیرزد کنون خون رهی یک لکیس
22
گنج نهان دو کون پیش رخش یک جوست
بهر لکیسی دلا سرد بود این مکیس
33
عاشقی آن صنم وانگه ترس کسی
یکدم و یکرنگ باش عاشق و آنگاه پیس
44
ای دل شکرستان از نمکش شور کن
آب ز کوثر بخور خاک درِ او بلیس
55
زود بشو لوح را ز ابجد این کاف و نون
آنگه ای دل بر او نقطه خالش نویس
66
ای حسد موج زن بحر سیاه آمدی
خشت گل تیرهای ز آب جهنم بخیس
77
شمس حق و دین کشید تیغ برون از نیام
ای خرد دوکسار تار خیالی بریس

