غزل شمارهٔ 299

Toggle stanza 1
یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
1
یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
چونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب
2
آن حریفان چو جان و باقیان جاودان
در لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب
3
همرهانِ آبِ حیوان خضریانِ آسمان
زندگی هر عمارت گنج‌های هر خراب
4
آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریف
هر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ز احتساب
5
آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان شود
نور بر دیوار هم آغاز گیرد اضطراب
6
عرق جنسیت برادر جون قیامت می‌کند
خود تو بنگر من خموشم وهو اعلم بالصواب

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب

گوییا در زیر ابری رفت ناگه آفتاب

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 109

ای تمامی خواب من برده ز چشم نیم خواب

وی سراسر تاب من برده ز زلف نیم تاب

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 118

بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب

رنگ نخجیر تو می‌گردد ز پهلوی‌کباب

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 337

تا از آن پای نگارین بوسه‌ای‌کرد انتخاب

جام در موج شفق زد حلقهٔ چشم رکاب

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 338

تا نمی‌دزدد غبار غفلت هستی خطاب

بایدم از شرم این خاک پریشان‌گشت آب

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 339

می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب

خانهٔ آیینه‌ای داریم و می‌ گردد خراب

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 343

می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتاب

تا قیامت می‌روم در سایهٔ مژگان به خواب

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 344

جامی ابنای زمان از قول حق صم اند و بکم

نام ایشان نیست عندالله به جز شرالدواب

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 2

آن یکی خواهد به شهوت زن که تا فرزند او

بعد مرگ از وی بماند در جهان نایب مناب

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 20

دی به حمام اندرون از فرق آن مه سرتراش

جمع می کرد آنچه می افکند در یک کاسه آب

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 50

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor