غزل شمارهٔ 2380
Toggle stanza 1پیش جوش عفو بیحد تو شاه
11
پیش جوش عفو بیحد تو شاه
توبه کردن از گناه آمد گناه
22
بس که گمره را کنی بس جست و جو
گمرهی گشتهست فاضلتر ز راه
33
منطقم را کرد ویران وصف تو
راه گفتن بسته شد ماندهست آه
44
آه دردت را ندارم محرمی
چون علی اه میکنم در قعر چاه
55
چه بجوشد نی بروید از لبش
نی بنالد راز من گردد تباه
66
بس کن ای نی ز آنک ما نامحرمیم
زان شکر ما را و نی را عذر خواه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر شب از سودای آن زلف سیاه
بگذرانم از فلک من دود آه
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1733
در شکنج عزتند ارباب جاه
آبگوهر بر نمیآید ز چاه
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2600
عالم و این تردماغیهای جاه
شبنمی پاشید بر مشتی گیاه
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2601
روی هر یک چون دو هفته گرد ماه
جامهشان غفه، سموریشان کلاه
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 86
اخترانند آسمانشان جایگاه
هفت تابنده دوان در دو و داه
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 87

