غزل شمارهٔ 1733
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1هر شب از سودای آن زلف سیاه
هر شب از سودای آن زلف سیاه
بگذرانم از فلک من دود آه
گر کنی دعوی خوبی، می رسد
شاهدان داری دو رخ چون مهر و ماه
ماه را با ابرویت نسبت کنم
شرمساری چون نبینم زین گناه
خون چندین سوخته در گردنش
آنکه نامش کرده ای زلف سیاه
ملک دل ملک تو شد، ای شاه حسن
کامران بنشین به صدر بارگاه
خسروش خلوتگه دیدار ساخت
دیده را چون دید روشن جایگاه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در شکنج عزتند ارباب جاه
آبگوهر بر نمیآید ز چاه
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2600
عالم و این تردماغیهای جاه
شبنمی پاشید بر مشتی گیاه
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2601
روی هر یک چون دو هفته گرد ماه
جامهشان غفه، سموریشان کلاه
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 86
اخترانند آسمانشان جایگاه
هفت تابنده دوان در دو و داه
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 87
پیش جوش عفو بیحد تو شاه
توبه کردن از گناه آمد گناه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2380
Sources
Persian text source: Ganjoor

