Toggle stanza 1
دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده‌ای
1
دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده‌ای
در هیچ مسجد مکر او نگذاشته سجاده‌ای
2
خرقه فلک ده شاخ از او برج قمر سوراخ از او
وای ار بیفتد در کفش چون من سلیمی ساده‌ای
3
زد آتش اندر عود ما بر آسمان شد دود ما
بشکست باد و بود ما ساقی به نادر باده‌ای
4
در کار مشکل می‌کند در بحر منزل می‌کند
جان قصه دل می‌کند کو عاشقی دل داده‌ای
5
دل داده آن باشد که او در صبر باشد سخت رو
نی چون تو گوشه گشته‌ای در گوشه‌ای افتاده‌ای
6
در غصه‌ای افتاده‌ای تا خود کجا دل داده‌ای
در آرزوی قحبه یا وسوسه قواده‌ای
7
شرمی بدار از ریش خود از ریش پرتشویش خود
بسته دو چشم از عاقبت در هرزه لب گشاده‌ای
8
خوب است عقل آن سری در عاقبت بینی جری
از حرص وز شهوت بری در عاشقی آماده‌ای
9
خامش که مرغ گفت من پرد سبک سوی چمن
نبود گرو در دفتری در حجره‌ای بنهاده‌ای

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor