غزل شمارهٔ 826
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ای خدا از عاشقان خشنود باد
11
ای خدا از عاشقان خشنود باد
عاشقان را عاقبت محمود باد
22
عاشقان را از جمالت عید باد
جانشان در آتشت چون عود باد
33
دست کردی دلبرا در خون ما
جان ما زین دست، خون آلود باد
44
هر که گوید که خلاصش ده ز عشق
آن دعا از آسمان مردود باد
55
مه کم آید مدتی در راه عشق
آن کمی عشق جمله سود باد
66
دیگران از مرگ مهلت خواستند
عاشقان گویند نی نی زود باد
77
آسمان از دود عاشق ساختهست
آفرین بر صاحب این دود باد

