غزل شمارهٔ 1591
Poet: Rumi
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: ندهارابشکنم
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
11
وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
بندها را بردرانم پندها را بشکنم
22
چرخ بدپیوند را من برگشایم بند بند
همچو شمشیر اجل پیوندها را بشکنم
33
پنبهای از لاابالی در دو گوش دل نهم
پند نپذیرم ز صبر و بندها را بشکنم
44
مهر برگیرم ز قفل و در شکرخانه روم
تا ز شاخی زان شکر این قندها را بشکنم
55
تا به کی از چند و چون آخر ز عشقم شرم باد
کی ز چونی برتر آیم چندها را بشکنم

