غزل شمارهٔ 2206
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
11
ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
صابری و صادقی را مرد باید مرد کو
22
چند از این ذکر فسرده چند از این فکر زمن
نعرههای آتشین و چهرههای زرد کو
33
کیمیا و زر نمیجویم مس قابل کجاست
گرم رو را خود کی یابد نیم گرمی سرد کو
Zameen

