غزل شمارهٔ 2491
Toggle stanza 1جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری
Do not heap snow on yourself, lest you congeal; your snow will make you congeal even though you be the furnace of fire.
He who does not ferment of himself destroys your ferment; and he who kindles no fire, brotherhood does not come from him.
Look for his fatness with your hand, be not deceived by his wool; don’t look at his head and moustaches, his soul is lean.
If this melody is joyful, leap up and advance ardently; do not make your head so-and-so, do not listen slackly and superficially.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دانمت آستین چرا پیش جمال میبری
رسم بود کز آدمی روی نهان کند پری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 549
روی گشاده ای صنم طاقت خلق میبری
چون پس پرده میروی پرده صبر میدری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 552
گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری
من نه حریف رفتنم از در تو به هر دری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 555
دیده ور آن که تا نهد دل به شمار دلبری
در دل سنگ بنگرد رقص بتان آزری
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 321
هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
میبرمد از او دلم چون دل تو ز مقذری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2464
باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری
یک نفسی چو بازی و یک نفسی کبوتری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2478
پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری
بی ز وجود وز عدم باز شدم یکی دری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2479
ای دل بیقرار من راست بگو چه گوهری
آتشیی تو آبیی آدمیی تو یا پری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2480
گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری
تا نفروشی ای صنم کز مه و مهر خوشتری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2489
ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری
در سر مست من فکن جام شراب احمری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2490

