غزل شمارهٔ 2515
Toggle stanza 1یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
11
یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
زهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی
22
زهی بازار زرکوبان زهی اسرار یعقوبان
که جان یوسف از عشقش برآرد شور یعقوبی
33
ز عشق او دو صد لیلی چو مجنون بند میدرد
کز این آتش زبون آید صبوریهای ایوبی
44
شده زرکوب و حق مانده تنش چون زرورق مانده
جواهر بر طبق مانده چو زرکوبی کروبی
55
بیا بنواز عاشق را که تو جانی حقایق را
بزن گردن منافق را اگر از وی بیاشوبی

