رباعی شمارهٔ 2
Poet: Rudaki
Toggle stanza 1با آن که دلم از غم هجرت خون است
11
با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غمِ توام ز غم افزون است
22
اندیشه کنم هر شب و گویم «یا رب!
هجرانش چنین است، وصالش چون است؟»
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زین فرشزمین که سقفِ او گردون است
گفتن نتوان هیچ که حالش چون است
KhayyamRubaʿiyat-e Khayyam be Pazhuhesh-e Sayyid ʿAli Mir-Afzaliرباعیات محتملشمارهٔ 3
هر ذره که در هوا و در هامون است
نیکو نگرش که همچو ما مجنون است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 442
در زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون است
هر حلقهٔ او تشنهٔ صدصد خون است
AttarMukhtar-namehباب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوقشمارهٔ 65

