شمارهٔ 15
Poet: Rudaki
Toggle stanza 1به سرای سپنج مهمان را
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست
زیر خاک اندرونت باید خفت
گرچه اکنونت خواب بر دیباست
با کسان بودنت چه سود کند؟
که به گور اندرون شدن تنهاست
یار تو زیر خاک مور و مگس
چشم بگشا، ببین: کنون پیداست
آن که زلفین و گیسویت پیراست
گرچه دینار یا درمش بهاست
چون ترا دید زردگونه شده
سرد گردد دلش، نه نابیناست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
غفلت از عاقبت عقوبتزاست
سیلی انجام بیخبر ز قفاست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 435
خوشنویسی چو عارض خوبان
سخنم را به خط خوب آراست
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 29
عاشق تو شهید تیغ بلاست
سرکوی تو روضة الشهداست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 119
صوفیان آمدند از چپ و راست
در به در کو به کو که باده کجاست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 497
عیب آنان مکن که پیش ملوک
پشت خم میکنند و بالا راست
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 17
کلک را ناله از تهی مغزی است
قلم سرمه را صریری نیست
Allama IqbalPayam-e Mashriqخردهبخش 3 - کلک را ناله از تهی مغزی است
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor

